1.از دردناک ترین صحنه های این روزا به اون لحظه ای که سر کلاسی حس اجابت مزاج بت دس میده و یاد شیر آبای یخی دسشوییا تو این سرما میفتی و جییییغ میزنی و سرتو میکوبی رو میز میشه اشاره کرد2.آبدارچی یا هر چیه مدرسمون و امید خیلی بیشعورن.مثلا نمیذارن بری یدونه لیوان یا یه لیوان چایی یا هرچی یا از آبداخونه ورداری.امروز حدود بیس سی تا لیوان ازین پلاستیکیا نه،سرطان میگیریم:دی ازین کاغذیا ورداشتم آوردم سر کلاس.فلاسک چایی خالی "نغمه"رم بردم همونجا پر چایی کردم که عقده ش نمونه رو دلم
هیچی دیگه،هرکدومشون میدید اون همه لیوان و چایی داریم چشاش از حدقه میزد بیرون و وقتی میفهمید منم یا دعای خیر میکرد یا میومد میبوسید و بعد مینوشید:دی و جالب تر اینکه من خودم چایی نخوردم!فقط یدونه از لیوانا رو ورداشتم..
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل میرزاپور
تاريخ: پنجشنبه
21 بهمن
1395 ساعت: 22:23